پرش به محتوا

توضیح تکمیلی در مورد پژوهش هلن فیشر

اکتبر 14, 2011
بدست

دوستان عزیز و گرامی سلام

پس از ارسال مقاله خانم هلن فیشر یکی از خوانندگان سایت این یاد داشت را برای من فرستاده که لازم است با همه شما به شراکت بگذارم و توضیحاتم را بدهم.

آن خواننده محترم نوشته اند :

سلام جمله آخر مثل اين بود كه با پتك بر سر من بكوبند. پس تمام چيزهايي كه به من گفته شده از روانشناسم تا كتاب ها و دوستانم كه ما برای شادی به اين دنيا امده ايم وتمام حرف های گلاسر در كتاب بهم رسيدن و با هم ماندن برای چي هست؟

لطفا به اين پي ام جواب بديد‏‏. چرا اين صحبت ها براي من تلخ و زهر بودند؟

پاسخ من :

1- بنظر میرسد که ما هنوز با ذهنیت غیر علمی به پدیده های هستی و از جمله فرایند های روان شناختی نگاه می کنیم. یعنی اگر پژوهشگری چیزی گفت و یا یافته ای را ارائه کرد آن را مطابق واقعیت و عین حقیقت می پنداریم. خانم هان فیشر یک محقق در حوزه عشق و عواطف انسانی است که از زاویه نگاه آنتروپولوژی به این پدیده می نگرد. ایشان یافته هایی را به عنوان تئوری خودش ارائه می کند. این تئوری با تئوری های دیگر ممکن است همخوانی داشته و یا شاید در تضاد باشد. مثلا جان گاتمن محقق بزرگ عرصه ازدواج گفته های هلن فیشر را اساسا نا معتبر می شناسد و از دیدگاه زیست شناسی رد می کند. و برخی دیگر آنها را تایید می کنند. زیبایی علم همین تحمل فرضیه های گوناگون و جستن، یافنن و آنگاه به اختیار بر گزیدن است.

2- من نظریه هلن فیشر را برای آنکه در معرض پژوهش های او قرار گیریم منتشر کردم و اساسا به آن به عنوان یک فرضیه علمی که شدیدا در معرض ابطال پذیری است ولی حرفی است نو و برخواسته از پژوهش و البته در خور اعتنا و احترام ، اگر چه با باور ها و ترجیحات ما متضاد باشد در نظر می گیرم.

3- هلن فیشر و یافته های او با گفته های گلسر و گاتمن و سلیگمن متفاوت است ولی با هم اصلا تضاد درونی ندارند. چرا که همگی آنها تحولی نگر و تکامل محورند و برای رفتار های ما منجمله عشق و نوع دوستی و مهربانی و خشم و… اساس بیولوژیکی می شناسند.

4- به شراکت گذاشتن عقاید و باورهای متفاوت در این بلاگ برای ایجاد محرک ذهنی و طرح سوآل در ذهن همگی ماست، و یا حداکثر تلنگری به ذهن ما وارد می کند نه اینکه پتکی به سر کسی بزند. امیدوارم یافته های علمی را به مثابه محکمات دینی تلقی نکنیم چون چنین تلقی از علم و نظریه های علمی باعث می شود هر نظریه مخالف یا هر ابطالی در حوزه علم را – که طبیعت علم ابطال پذیری است- مثل پتکی بر سرمان ببینیم.

علی صاحبی

یک دیدگاه یکی بگذارید →
  1. نوامبر 6, 2011 10:32 ب.ظ.

    ممنونم آقای دکتر هم به خاطر انتشار نظریات هلن فیشر و هم توضیحات خودتان . نظریات خیلی جالبی بودند . به نظر من قسمت هایی که در رابطه با ترشح بیشتر دوپامین در صورت گرفتن نتیجه عکس و عدم کارکرد سیستم پاداش بودند ، بسیار ملموس به نظر می رسید …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.