کنفرانس واقعیت درمانی در آلیس اسپرینگ
سلام
دوستان عزیزی که برای کنفرانس واقعیت درمانی و نظریه انتخاب در آلیس اسپرینگ استرالیا اقدام کرده اند به نکات زیر توجه نمایید :
|
اردیبهشت وخرداد 1390 |
||||||
|
شنبه |
یکشنبه |
دوشنبه |
سه شنبه |
چهارشنبه |
پنج شنبه |
جمعه |
|
17 |
18 |
19 |
20 |
21 |
22 |
23 |
|
|
تهران:دوره عمومی (غیر تخصصی) «كاربست تئوري انتخاب در بهبود كيفيت زندگي» |
تبریز:دوره دوم کارگاه واقعیت درمانی |
|
|||
|
24 |
25 |
26 |
27 |
28 |
29 |
30 |
|
|
گرگان:دوره اول کارگاه واقعیت درمانی |
|
تهران:کارگاه درمان وسواس شستشو با روش DIRT (به دعوت انجمن صنفی مشاوران کشور) |
|||
|
31 |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
|
مشهد: دوره دوم کارگاه واقعیت درمانی |
تهران: دوره اول کارگاه تئوری انتخاب در مدرسه (آموزش رسمی مدارس کیفی گلسری)- اختصاصی برای مجتمع آموزشی رهیار در تهران |
|
||||
|
7 |
8 |
9 |
10 |
11 |
12 |
13 |
|
تهران: دوره اول کارگاه تئوری انتخاب در مدرسه (آموزش رسمی مدارس کیفی گلسری)- اختصاصی برای مجتمع آموزشی رهیار در تهران |
|
|
|
|
||
|
14 |
15 |
16 |
17 |
18 |
19 |
20 |
|
|
|
|
تهران:دوره سوم کارگاه واقعیت درمانی با حضور سرکار خانم جودی هتسویل |
|||
|
21 |
22 |
23 |
24 |
25 |
26 |
27 |
|
|
تهران:دوره چهارم کارگاه واقعیت درمانی با حضور سرکار خانم جودی هتسویل |
|
|
مشهد: دوره عمومی (غیر تخصصی) «كاربست تئوري انتخاب در بهبود كيفيت زندگي» |
||
|
28 |
29 |
30 |
31 |
|
|
|
|
مشهد: دوره اول کارگاه واقعیت درمانی |
|
|
|
|
||
|
||||||
چیزهایی که با زلزله نمی لرزند
درود
وقتی توفان کاترینا به نیواورلئان رسید و سدها شکست، مردم آمریکا آن آمریکای دیگر را کشف کردند. آمریکایی که هالیوود درباره اش فیلمی نمی سازد و به تمییزی بورلی هیلز نیست. مردم دیدند که آدمهایی که مامور حفظ نظم و قانون هستند خودشان در حال بار زدن اجناس فروشگاهها هستند. پلیس نمی توانست جلوی غارت را بگیرد چون کم نبودند ماموران پلیسی که به غارت مشغول بودند. واقعیت آمریکا ربطی به تصویری که از خودش داشت نداشت. یادم هست همکار تگزاسیم بعد از دیدن مردمی که روی سقف خانه هایشان
گیر افتاده بودند گفت:
We look like developing world!
کشف جالبی بود. حالا یک زلزله نه ریشتری ژاپن را لرزانده است. شدت و قدرت زلزله آنقدر زیاد بوده است که باعث شده است سرعت گردش زمین به دور خودش تغییر کند و سونامی آن تا آنور اقیانوس آرام و ساحل کالیفرنیا برود. راکتورهای اتمی فوکوشیما می توانند چرنوبیل و هیروشیمای دیگری خلق کنند. و مردم ژاپن در حال …. در حال زندگی کردن هستند. گزارشگر رادیوی ان پی آر با زن میانسالی صحبت کرد که با آرامش در حال جدا کردن کاغذ و پلاستیک در میان زباله های پناهگاهش بود تا برای بازیافت بفرستند. معلمی به خبرنگار گفت که عمری به تدریس در شهر مشغول بوده است و حالا نگران دانش آموزان سابقش هست که در میان گمشدگان هستند. دنیا در حال تحسین آرامش و متانت مردم ژاپن است. و همه دارند می پرسند چرا ژاپنیها مغازه ها را غارت نمی کنند. جک کافتری در وبلاگش این سوال را پرسیده است. و جوابها جالب هستند! گرگ از آرکانزاس، ناتاشا از ونکور، کن از نیوجرسی و بیز از پنسلوانیا و خیلیهای دیگر فقط یک جواب دارند: حس غرور ملی و شرافت فردی. خوب است ملتی بتواند به مردم جهان نشان دهد که چیزهایی دارد که در هیچ زلزله ای نمی لرزند حتی اگر زلزله نه ریشتر باشد.
توضیح : این متن زیبا این روزها با ایمیل دست به دست می شود و به نظر می رسد متن فارسی آن اولین بار از اینجا برداشته شده است و متن اصلی انگلیسی آن هم اینجاست.
بدرود
درود
به کسانی که وقتی پای مصالح عموم به میان آید از مصالح خصوصی و نظریات شخصی صرف نظر میکنند؛ به کسانی که در سیاست مملکت اهل سازش نیستند و تا آنجا که موفق شوند، مرد و مردانه میایستند و یکدندگی به خرج میدهند؛ و به آن کسانی که در راه آزادی و استقلال ایران عزیز از همهچیز خود میگذرند، این عکس ناقابل اهدا میشود.

سپندارمذگان مبارک
ای عشق همه بهانه از توست من خاموشم این ترانه از توست
آن بانک بلند صبحگاهی وین زمزمه شبانه از توست
من می گذرم خموش و گمنام آوازۀ جاودانه از توست
سپندارمذگان و روز عشاق، یا مهرورزی به محبوب، بهانۀ دیگری است که ما انسانها گرامی ترین گوهر وجودی مان – یعنی عشق ورزی – را به خود یادآوری کنیم، و حضور این گوهر تابناک و موهبت گرمابخش زندگی مان را گرامی بداریم.
اگر چه برای بسیاری از مردم، عشق یک احساسِ صرف است و اگر از آن برخوردار شوی، عمل یا اقدام خاصی نیز در تو تجلی می کند و به گونۀ خاصی رفتار یا کردار یا اندیشه می کنی. ولی از دیدگاه من عشق ورزی هم یک رفتار است و همانند دیگر رفتارها، یک رفتار کلی است که در بردارندۀ چهار مؤلفه 1- فکر 2-عمل 3-احساس 4-فیزیولوژی است.
رفتار عشق ورزی، همانند همۀ رفتارهای دیگر ما توسط مؤلفه فکر و عمل، جهت گیری و هدایت می شود، اگر چه عامل نیروبخش آن احساس یا فیزیولوژی می تواند باشد.
تا زمانی که فکر و نگاه دوستانه، مهرورزانه، غیر انتقادی، پذیرنده، تشویق گر، اهل مسامحه، گشوده و منصفانه باشد و عمل بر اساس حقوق، مسئولیت و فرصت های برابر تنظیم شود، عشق ادامه داشته و برای غنی و گسترده و ژرف تر شدن فرصت دارد.
من اساساً فکر می کنم عشق، گمشده فردی و اجتماعی و اخلاقی انسان امروز در جهان معاصر است. اگر این گوهر تابناک و ناپیدا را خوب شناسایی کنیم و آنرا در زندگی خود – به عنوان یک رفتار- جاری کنیم، شادزیستی را به میزان زیادی برای خود تضمین خواهیم کرد.
رفتار عشق ورزی، شرط تجربه کردن است. عشق حساسیت است. عشق ورزی تجربه ای است که در آن تمام ناخالصی های ما زدوده می شود و نگاهمان می شود یک نگاه ژرف و ساده و فاقد هر نوع طبقه بندی، به گستردگی تمام هستی. با این رفتار تمامی درب های وجودی مان باز می شوند. تمام دریچه ها با تمام ظرفیت شان، آنگاه هر کسی بر درب مان ایستاده باشد، نه دوست است و نه دشمن، بلکه محبوبی است دوست داشتنی که درب را برویش می گشائیم. با این نوع رفتار زمزمۀ درونی مان این خواهد بود که:
ای همه مردم در این جهان به چه کارید؟ دوست بدارید، عشق بورزید.
من رفتار عشق ورزی را یک رفتار بنیادین و مؤثرترین رفتار برای دستیابی به شادزیستی و خشنودی درونی می دانم. هر کسی که به این رفتار خود را متعهد کرده است، توانسته بر تارک جهان قدم گذارد و هم خود خوب و مؤثر و شاد زندگی کند و هم به عزیزان و اطرافیانش شور و نشاط زندگی را هدیه ببخشد. از وقتی مقتضیات زندگی صنعتی و فراصنعتی بر تمامی عرصه های زیستی ما سایه افکنده، ریشه این رفتار در ما اجازه رشد نیافته است. این موضوع مرا به یاد قصۀ باغهای عجیب و غریب ژاپنی ها می اندازد. و من فکر می کنم بشر امروز مثل درختان باغ ژاپن کوتوله، فرتوت، پیر و چروکیده می شوند ولی بلند قامت و سرافراز(یعنی خشنود و شاد) نمی شوند.
در ژاپن باغهایی هست که درختان آن شکل و شمایل های عجیبی دارند، در برخی ایمیل ها شاید دیده باشید. این درختان حدود 200 تا 300 سال عمر دارند، درحالیکه ارتفاعشان فقط به 40 سانتی متر تا یک متر و نیم می رسد. برای بازدید کنندگان دشوار است که بپذیرند درختی 200 یا 300 ساله فقط یک متر قد داشته باشد. ولی راز عدم رشد طولی این درختان این است که به ریشه هایشان اجازه نفوذ در خاک را نمی دهند. از اینرو درختان قطور و شکیل می شوند، رشد عرضی می کنند ولی اصلاً قد نمی کشند. تنه شان رشد می کند ولی به سمت بالا رشد نمی کنند.
رازش این است که باغبانان درخت ها را در یک گلدان فلزی ته شکسته نگهداری می کنند و دائماً نوک ریشه ها را می چینند و اجازه نمی دهند ریشه ها در عمق خاک فرو روند و طبیعتاً وقتی ریشه ها در عمق خاک فرو نروند، درخت قد نمی کشد. تنه اش ضخیم تر می شود، رشد عرضی می کند و پیر و چروکیده می شود ولی نمی تواند فراز باشد و قد علم کند.
رشد طولی هر درخت با میزان فرو رفتن ریشه اش در عمق خاک و رشد ریشه اش رابطه مستقیم دارد. اگر دائماً ریشه اش را هرس کنند، بدون رشد باقی می ماند. این ترفند متوقف کردن رشد درختان در ژاپن و باغهای اسرارآمیز ژاپنی ست.
حالا اگر طبق یافته های تئوری انتخاب، بشر از 1880 در عرصه تکنولوژی و حقوق بشر رشد و ترقی و صعود فراوان داشته ولی در عرصه خشنودی/شادزیستی رشد نکرده و درجا زده است، به این دلیل است که کسی یا چیزی (جامعه، فرهنگ، ناآگاهی، جهل، مادی گرایی، تجمل گرایی و …) ریشه هایش را دائم هرس می کند.
به زعم من «عشق» و «احساس تعلق»، نیاز ریشه ای ماست. درختان ژاپنی نمی دانند که چه بر سرشان می آید، چون ریشه هایشان در خاک مخفی است، ولی ما می توانیم به خوبی دریابیم که در شرایط و اوضاعی که «درختِ» هستی ما قرار گرفته است، اگر پی در پی بزرگتر، مسن تر، پیرتر می شویم ولی از احساس شادمانی و سربلندی و نشاط و سرزندگی خبری نیست، شاید ریشه های عشق و احساس تعلق ما نیز دائماً در خاک فرو نمی رود، شاید ریشه های عشق به همدیگر در ما چیده/هرس و قطع شده و اگر خودمان کاری نکنیم، اگر دست به کار نشویم، همچنان توسط فرهنگ، جامعه، خانواده و … هرس خواهد شد. و ما پیر و فرسوده و سالخورده می شویم و از رشد طولی و سربلندی و شادابی و نشاط خبری نخواهد بود. من فکر می کنم اگر در جهت رفع این نقصان قدمی برنداریم، هرگز توفیق احیاء آن ریشه ها را نخواهیم داشت و آنوقت هر قدر هم که به دنبال موفقیت، پیشرفت و معنویت به دانشگاهها، کتابخانه ها، مساجد، محیط های کاری و یا معابد برویم، حاصلی نخواهد داشت.
به بلند قامتان تاریخ و جامعه بشری نگاه کن، ریشه های عشق خود را در خاک مهرورزی به همنوع با قدرت تمام فرو برده اند و از این رو راست قامت و سرافراز بر تارک تاریخ بشر ایستاده اند:
مولانا، شمس تبریز، گاندی، ماندلا، مادر تریزا، فردوسی، مصدق، زیدآبادی، شریعتی، ستارخان، و … هر کس دیگری که برای تو بزرگ است و جاودانه را در نظر بگیر، همگی عاشق بودند.
دوست دارم در آستانۀ روز سپندارمذگان سال 1389 دعوتتان کنم که دقیقه ای در مفهوم عملی «عشق» تأمل کنیم.
حتی برای 5 دقیقه، تا اهمیت حیاتی آنرا در یابیم.
هیچ چیز والاتر از عشق – یا بهتر بگویم رفتار عشق ورزی- وجود ندارد. در مجموعه نیازهای اساسی ما نیز مهمترین و اولی ترین شان عشق و احساس تعلق است. حتی خدا و اخلاق و ارزش های انسانی و معنوی هم از طریق «عشق» قابل دستیابی است، ولی «عشق» از طریق خدا و یا اخلاق و یا معنویت بدست نمی آید.
حضور خدا در زبان و ذهن و زندگی ما «عشق ورزی» را تضمین نمی کند – همچنانکه در طول تجربه تاریخی بشر بارها دیده و شنیده ایم – ولی حضور عشق و رفتار عشق ورزی بطور قطع خدا و یا معنویت و اخلاق را به ما ارمغان می آورد.
«عشق ورزی» به دیگری/ دیگران یعنی پذیرفتن او همینگونه که هست، بدون آنکه بخواهیم او را طبق میل و خواست خودمان – با هر توجیهی – تغییرش دهیم. یعنی اجازه دهیم دیگران بطور آزادانه، همانگونه که هستند در زندگی ما حضور یابند. عشق یعنی ساختن اعتماد، یعنی اجتناب از «ایجاد ترس» یا «ترسیدن» از دیگری. براستی چگونه می توان به کسی که از ما می ترسد یا از او می ترسیم «عشق» بورزیم یا به ما عشق بورزد؟ در محیط تعاملی مبتنی بر ترس گل عشق نمی تواند شکوفا شود. گل عشق شکوفه نمی دهد چون ترس سمی کشنده است. اگر لبریز از ترس باشیم، چگونه می توانیم عشق بورزیم.
عشق ورزی نوعی گُل است، باید آنرا مراقبت کنیم و پرورش دهیم. در این جهان گُلی مهمتر و نشاط آورتر از «عشق ورزی» وجود ندارد و از همین رو هم هیچ چیز دیگری بیشتر از عشق ورزی در معرض خطر نیست. مراقب آفات عشق باشیم:
ترس، خودخواهی، خودمیان بینی، خودپسندی، نگاه قضاوت گرانه به دیگران، طمع و حرص در هر شکل اش، عدم توجه به دیگری و فریب (خودفریبی)، اقتدار گرایی و قدرت طلبی در رابطه های انسانی.
ای همه مردم در این جهان به چه کارید؟ دوست بدارید، عشق بورزید.
ابلاغ سلام و قدر شناسی
دوستان سلام.
درود بی پایان بر تمامی شماهایی که با شرکت در دوره های رسمی تئوری انتخاب و واقعیت درمانی در شهر های تبریز، مشهد، تهران و گرگان به آرمان» آموزش تئوری انتخاب به همگان» جامه عمل پوشاندید و من را در این سفر همراهی کردید. به امید دیدار همگی شما در بهار 1390.
و اما چند توصیه ی روان شناختی:
حرص نخورید. ناراحتی را نبلعید. همانطور که از خوردن غذای مانده و فاسد پرهیز میکنید از جذب کردن و بلعیدن حرف های مفت و مزخرف پرهیز کنید.
نگذارید حرفهایی که به نظر خودتان صحیح می آید و چرند است، ذهن تان را خراب کند و باعث شود که دچار تهوع فکری شوید اگر دلخورید بیان کنید.اگرمی ترسید، ترس تان را به زبان بیاورید. اگر عصبانی هستید، عصبانیت تان را نشان دهید. گریه دارید؟ گریه کنید. مفاهیمی مثل خویشتن داری و سکوت و بردباری را بگذارید کنار. این ها ارزش هایی ست که حکومت های دیکتاتوری تبلیغ می کنند که بتوانند فرد را از همان آغاز، در خانواده سرکوب کنند و یک مشت آدم ترس خورده تحویل جامعه بدهند.
ناراحتی ها را باید ابراز کرد – البته بطور موثر و مسئولانه- و گرنه بعدها می شود کابوس. می شود تیک عصبی، تنگی نفس، خارشِ تن، می شود دسیسه چینی و بهانهجویی، ناخن و لب جویدن و تند تند پاها را تکان دادن.
نگذارید کسی اعتماد به نفس شما را خدشه دار کند. چه با نگاه، با لبخند معنی دار، با کنایه، و یا با حرف و طعنه. سعی کنید به خودتان ایمان بیاورید. با
خودتان صلح کنید. دوست خودتان باشید و خودتان را همانطور که هستید دوست داشته باشید. چهره تان را، اندام تان را، روابط تان و پی و ریشه و خانواده تان را همانطور که هست بپذیرید و دوست بدارید. صلح کردن با خود آغاز زندگی ست.
از گذشته فرار نکنید و آن را بپذیرید. با خود مهربان باشید و اشتباهات وغفلت ها را به خودتان ببخشید. نگذارید ظلم و جفای دیگران در گذشته و یا خطاهای انسانی خودتان از شما یک قربانی بسازد. در نقش قربانی رفتن گاه برای بعضی ها می شود همه ی محتوای زندگی شان. سالها در عزای خود می نشینند و هیچ چیز هم تغییر نمی کند. از گذشته فرار نکنید اما در گذشته هم غرق نشوید و در سوگ روزهای خوب از دست رفته ننشینید. هیچ زمانی جذاب تر از زمان حال نیست.
از خودتان به اندازه تواناییتان انتظار داشته باشید. تلاش کنید حد توانایی تان را بشناسید. بیشتر ما حد توانایی خود را نمی شناسیم و به همین خاطر بیشتر مواقع فرای حد توانایی خود گام بر می داریم و در نتیجه با ناکامی روبرو می شویم و دست از تلاش های موثر بر می داریم. ممکن هم هست در کاری موفق بشویم اما چون از توان خود بیشتر مایه گذاشته ایم، زود دچار خستگی دلزدگی میشویم.
تلاش نکنید دختر و پسر خوب برای پدر و مادر، خواهر خوب، برادر خوب، عروس خوب، داماد خوب، پدر خوب، مادر خوب باشید. این خیلی خوب بودن ها عاقبت کار دست آدم می دهد. آدم گاهی می رود توی نقش هایی که نقش واقعی اش نیستند و از من واقعی اش خیلی فاصله گرفته اند. بهتر است دیگران شما را نپسندند تا اینکه هر روز به جای خود در آینه چهره ی کسی را ببینید که از شما سوال می کند: راستی تو کی هستی؟ و کی میخواهی خود خودت باشی و برای رضای دیگران زندگی نکنی؟ اگر دوست دارید ورزش کنید، ورزش کنید. اگر هم از ورزش بیزارید، ورزش نکنید. اتفاق مهمی نمی افتد..
عشق ورزیدن و مهربانی را در زندگی فراموش نکنید. هرچه هست و می ماند عشق است و دیگر هیچ. «تنها عشق است که ميتواند شکاف بين معرفت اخلاقي و عمل اخلاقي را پر کند؛ به تعبير ديگر کسي که عاشق باشد، بين فکر و عمل او هيچ فاصلهاي وجود ندارد و دقيقا آنگونه زندگي ميکند که ميانديشد».
ای همه مردم، در این جهان به چه کارید؟—-دوست بدارید، عشق بورزید
تماس ایمیلی
درود
دوستان عزیز و دنبال کنندگان وبلاگ توجه داشته باشید که برای تماس با من از ایمیل asahebi@gmail.com استفاده کنید. ایمیل متصل به وبلاگ یعنی a.saahebi@gmail.com توسط دوستی که کارهای فنی وبلاگ را کنترل می کند، بررسی می شود.
شاد باشید
دکتر علی صاحبی
دوره آموزشی پیشرفته و عملی واقعیت درمانی در تهران (اطلاعیه جدید)
اطلاعیه مؤسسه ويليام گلسر- ايران
(مركز آموزش تئوري انتخاب و واقعيت درماني)
موسسه قصد دارد تا در دیماه 1389 دوره های زیر را در تهران برگزار کند.
1- دوره آموزش پيشرفته واقعيت درماني (Advanced Training) ويژه كسانيكه مرحله اول و دوم را گذرانده اند.
زمان: 29-30 ديماه و اول بهمن 1389
2- دوره آموزش عملي واقعيت درماني (Basic Practicium Training)ويژه كسانيكه مرحله اول را گذرانده اند.
زمان: 3-4-5 بهمن ماه 1389
مدرک رسمی شرکت در دوره از دفتر مرکزی موسسه بین المللی ویلیام گلسر صادر می شود.
فرصت ثبت نام تا پایان آذرماه است و ظرفیت هر دوره 25 نفر می باشد. ثبت نام فقط در همین دوره زمانی انجام می شود.
طول هر دوره 3 روز و هر روز از 8 صبح تا 5 بعدازظهر می باشد.
برای ثبت نام لازم است :
1 – مبلغ 250 هزار تومان به حساب شماره 4601510249 بانک تجارت و یا کارت شماره 6273533120016972 به نام آقای ابوذر مالکیان واریز نمایید.
2 – با دفتر موسسه واقعیت درمانی ایران با شماره تلفن 66914262 تماس گرفته و شماره قبض پرداختی خود را جهت ثبت نام نهایی اعلام نمایید.
شرکت کنندگان در دوره دوم باید فصل هفتم کتاب تئوری انتخاب و مقاله فرآیند واقعیت درمانی را قبل از کارگاه جهت بحث و گفتگو در کارگاه دقیق مطالعه کنند.
شرکت کنندگان در دوره سوم باید فصول دهم و یازدهم کتاب تئوری انتخاب و مقاله شرح مبسوط مراحل درمان را قبل از کارگاه جهت بحث و گفتگو در کارگاه دقیق مطالعه کنند.
تمامی منابع مطالعاتی پس از ثبت نام برایتان ایمیل خواهد شد.
دوره های آموزشی در شهر تبریز

دوره های آموزشی در شهر مشهد
مؤسسه ویلیام گلسر- ایران
(مرکز آموزش تئوري انتخاب و واقعیت درمانی)
با همکاري مرکز مشاوره حکیمی
در مشهد برگزار می کند:
1 – دوره آموزشی پیشرفته واقعیت درمانی (Advanced Training) ویژه کسانی که مرحله اول و دوم را گذرانده اند.
زمان 12،11 و 13 دیماه 1389
2 – دوره آموزشی عملی واقعیت درمانی (Basic Practicium Training) ویژه کسانی که مرحله اول را گذرانده اند.
زمان 22،21 و 23 دیماه 1389
مدرك رسمی شرکت در دوره از دفتر مرکزي مؤسسه بین المللی ویلیام گلسر صادر می شود.
فرصت ثبت نام: از 6 تا 16 آذرماه 1389
ظرفیت هر دوره : 25 نفر
مدرس دوره: دکتر علی صاحبی عضو کالج روانشناسان بالینی استرالیا و عضو هیأت علمی مؤسسه ویلیام گلسر
طول هر دوره 3 روز از 8 صبح تا 5 بعد از ظهر
هزینه هر دوره : دویست و پنجاه هزار تومان
علاقه مندان جهت ثبت نام به مرکز مشاوره حکیمی واقع در بلوار وکیل آباد، سید رضی 2، پلاك 191 مراجعه نمایند.
تلفن تماس 6018049 از شنبه تا سه شنبه ، 4 تا 8 بعد از ظهر
توجه: فقط در مدت زمان ارائه شده ثبت نام انجام می شود.

